دوباره باز آمده ام که بنويسم  .

باز هم برای تو بهترينم  . نه اشتباه نکن  . تو رو نميگم    ...........  .

تو که هنوز نميدونم که  هستی   .

تو که يک روز با امدنت  .  واقعيت افسانه ام را واقعيت خواهی بخشيد  .

تو که خواب را از چشمانم خواهی  ربود  .

تو که دلم برای تو خواهد لرزيد .

تو که هر نفس حضورت را آرزو ميکنم  .

 ميدونم کی هستی 03.gif .

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
پريسا

برات يه متن از جبران خليل جبران می نويسم به يکديگر عشق بورزيد اما از عشق بند مسازيد بگذاريد عشق دريايی مواج باشد در ميان سواحل روح شما. با هم بخوانید و برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد همچون سیم های عود که تنها هستند گر چه با یک نغمه به ارتعاش در می آيند. دلهای خود را به يکديگر بدهيد اما نه برای نگه داشتن زيرا تنها دست زندگی شايسته است دلهای شما را نگه دارد. در کنار یکدیگر بایستید اما نه بسیار نزدیک به یکدیگر زیرا ستونهای معبد جدای از هم می ایستند و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی هم نمی بالند.