برويم، جاده پيش روي ماست
امن است، من آن را آزموده ام
کاغذها را بگذار که نانوشته بمانند و کتاب ها را ناخوانده رها کن
من خود را به تو واگذار ميکنم و تو خود را به من
و تا آنجا که زنده ایم در بازتاب سحرانگيز و آشناي آفتاب
اين جاده را تا به انتها خواهيم رفت

بوي بنفش هاي بهاران در زير برف و خاك تب آلود در حسرت باران و چشمان جوي پر از آب بر خشكسال سينه ی من. اين اشك گرم چون نم باران ها و من در كنار آينه مي گريم و از پشت اشك عكس تو مي لرزد در قاب كهنه اي كه به ديوار است. گويي صداي پاي تو نزديك است پيموده سنگفرش خيابان را و آورده از دور  بوي بنفشه هاي دستچین را ...

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
محمد

سلام . من برای اولين باره اينجا ميام . راستشو بخوای وقت ندارم کل بلاگت رو بخونم . اما اين متنت واقعا فوق العاده بود . خودت نئشتی آيا؟؟؟؟؟ به من هم سر بزن

sahar

بایدپناه بود و پر از احساس .. باید دلی به وسعت دریا داشت... باید به اوج رفت و برای دل یک خانه همیشه همانجا داشت

احمد

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العلمین . دوست عزیز ، آیا شما فکر می کنید که اسلام دین غم و غصه و عزاداری است ؟ نظر شما درباره این حدیث از اصول کافی چیست : از جابر از امام باقر علیه السلام روایت است که گوید : به ایشان گفتم : جزع چیست ؟ ایشان فرمودند : شدیدترین نوع جزع شیون ، گریه و زاری ، زدن به صورت و سینه و کندن موی پیشانی است . و هر کس که مجلس نوحه و عزاداری برپا کند صبر را ترک گفته و راهی غیر از آن برای خود برگزیده است . و هر کس که صبر پیشه کند و الله را سپاس و حمد گوید به آنچه الله برای او قرار داده و مقدر کرده راضی شده و اجرش با الله است . و هر کس که این گونه عمل نکند قضای الهی بر او جاری می شود در حالی که او زشت و نکوهیده است و الله عملش را حبط و باطل می کند . ( اصول کافی : کتاب الجنائز : بَابُ الصَّبْرِ وَالْجَزَعِ وَالاسْتِرْجَاعِ ) .