حسين

سبکبالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین تکردند
ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند
فغانها کردند و برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان این چه سودا بود با من؟
رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟
جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟
مرا این پشت مگذارید بی پا
گناهم چیست پایم بود در خواب
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر غبض و بسط روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
یه ما بیچارگان زانسو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم

 

 

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان خون است به دلهامان
فریاد و فغان دارم دوردیکش میخانه
هر سو نظر اندازی صد خاطره می سازی
زآنها که سفر کردند دلشاد از این خانه

/ 5 نظر / 5 بازدید
من و غریبه

دوست عزيز ممنون از لطفتان و اينکه مثل هميشه به من سر ميزنيد.

من و غریبه

خواستم ازتون عذر خواهی کنم اگه کامنتی که واسم گذاشته بودين پاک شده.ظاهرا مثل اينکه مشکلی پيش اومده بود و غريبه عزيزم مجبور شد چند تا از پستها رو حذف کنه تا وبلاگم مجدد درست بشه.به هر حال ممنون

قاصدك سوخته

رها کردند سرگردان بمانيم .. آه .. برقرار باشيد .. لطفا !

hl

مرسي از لطفتون

سید محمد حسین روانبخش

سلام و عرض ادب . . ((برگذاري مسابقه زيباترين عشق نوشته هاي مهدويت را به اطلاع کليه دوستان و سروران عزيز ميرسانم . )) براي شرکت لطفآ به ادرس وبلاگ www.ravanmohamad.persianblog.ir مراجعه فرماييد اميد وارم موفق باشيد