بنام خالق شقايق های زيبا

سلام 

امروز دلم يکم گرفته .خسته ام

خسته ام

به اندازه تمام نگفته هايم خسته ام .

از تمام دو روئی ها خسته ام .

به اندازه تمام نداشته هايم خسته ام .

از آن عزيز تر از جانم که دلم را شکست يا خواهد شکست خسته ام .

از حرفهای مبهم وبی دليل اين وآن خسته ام .

از مردم غرق در دنياوتزوير خسته ام .

ومجروح ....

جراحتی از اعماق دل .

که التيامی ندارد ..

از آن نگاه های رياکاری که نمی دانم پشت سرم چه بر زبان جاری خواهند ساخت خسته ام

از آنهائی که شوم می انديشند خسته ام .

خسته .

اما غمی نيست .چون من تورا دارم

عزيز دل :

من همانم که گفتم :

عمر گر رفت گو رو  باک نيست

                        تو بمان ای آنکه چون تو پاک نيست

پروردگارا ..گرچه من از توخواستم ..اما اين اراده توبود که

آتش عشقش رادر دلم کاشت .

پس دستم گير وياری ام بنما .....

برای لحظه عاشق شدنم ..گريستم ..شب عاشقی ام ..زير بارون ..بی سرپناه .. دلم تنگ شده .

شبی که فرصت ندادی بگم :

من عاشق ترينم ...ميخوام باتوباشم .  ولی نازنينم

چگونه   چگونه

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
binesh

.